متاسفیم، برای دیدن این وب سایت بایستی جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید
ساخت ایران - فصل دوم

داستان فصل دوم این سریال هم در ادامه داستان فصل اول می باشد جایی که دکتر مخترع تصادف می کند و ساک همراه او که حامل اختراعات جدید در علم بشریت است دست فردی لاتی به نام غلام می افتد و او به دلیل دست یافتن به این اطلاعات ارزشمند به خارج کشور می رود ولی هیچ کس نمی داند که او دکتر واقعی نیست…




همین الان تماشا کنید:
محلی برای نمایش پیدا نشد!!!
بازگشت
اسکریپت تیزر در آپارات

قسمت های این مجموعه

فرستاده ژاکلین دختر مدیر شرکت لوریس پیامی را برای غلام می آورد.غلام که ازدواج کرده است با شنیدن نام ژاکلین متعجب می شود.حالا...
غلام متوجه می‌شود که توتونچی در حال تعقیب وی است. غلام به اصرار فرهاد راضی میشود تا با توتونچی ملاقات کند. توتونچی به غلام می‌گوید که ژاکلین به تازگی مرده و و یک بچه داره که وارث تمام اموال خانواده لوریان هست و غلام پدر این بچه است….
غلام شوکه از خبری که شنیده است بر سر دوراهی قرار گرفته است. از طرفی دوست دارد در ایران بماند و با بیتا ازدواج کند و از طرف دیگر بچه‌ای در چین دارد که منتظر اوست. در این میان فرهاد و جمشید به دنبال آن هستند تا غلام را راضی کنند به شانگهای برود...
درحالی‌که غلام و فرهاد خودشان را برای سفر به شانگهای آماده می‌کنند، توتونچی به دیدار غلام می‌رود و می‌گوید اشتباهی انجام شده و غلام پدر آن بچه نیست. جمشید که به شانگهای رفته و منتظر آمدن غلام است، با شنیدن این خبر به دنبال آن می‌رود که ببیند توتونچی واقعا راست گفته است یا نه…
غلام خودش را برای سفر به چین آماده می‌کند که بیتا با پیشنهاد ازدواجی که غلام قبلا به او داده بود، موافقت می‌کند. حالا غلام بر سر دوراهی می‌ماند که به چین برود یا در ایران بماند و با بیتا ازدواج کند ، نهایتاً غلام تصمیم می گیرد و به چین سفر می کند. در فرودگاه چین وقتی منتظر جمشید هست کسی از طرف جمشید سراغ او می آید...
غلام، فرهاد و جمشید از طرف یک مافیای چینی – هنگ کنگی به گروگان گرفته شده اند. آنها باید پول زیادی بپردازند. اما جور کردن این پول بر خلاف آنچه غلام و جمشید فکر می کنند، آسان نیست...
بچه ی غلام رو گروگان میگیرند. غلام و جیمی و فرهاد در تلاش برای یافتن دارایی لوریان و پرداخت بدهی به مافیای چینی...
جیمی و غلام فرهاد در پی یافتن سرنخ ارث لوریان ، استاد دانشگاهی را به گروگان گرفته تا بگوید لوریان ثروتش رو کجا مخفی کرده...
درپی دسترسی جیمی به ایمیل های لوریان، متوجه یکی از ایمیل ها خطاب به ژاکلین میشود که در آن سرنخی از وصیت نامه اش داده است. سرنخ آنها را به معبد کنفوسیوس می رساند...
بیتا متوجه می شود که پریسا دروغ می گوید و با توتونچی همراه شده. از طرفی غلام و جیمی و فرهاد دریافتند که وصیت نامه لوریان در موزه است و راه پیدا کردن آن هک کردن سیستم موزه می باشد...
بیتا سرزده به چین می آید تا کمک کند برای پیدا کردن جواهرات لوریان.غلام و فرهاد و جیمی هم در تلاش برای یادگیری قواصی و پیدا کردن جواهرات لوریان در آکواریوم و پس گرفتن فرزند غلام...
تلاش بچه ها برای پیدا کردن اصل جواهرات لوریان و پس گرفتن فرزند غلام. اما جواهرات دست توتونچی چیکار میکنه؟
بچه ها مخفیگاه توتونچی رو پیدا کردن اما انگار بیتا خانوم زودتر از اونا فهمیده توتونچی کجاست! آیا دستشون توی یه کاسه است؟
بعد از اینکه توتونچی متوجه میشه که غلام و جیمی دارن جاسوسیش رو میکنن بچه ها تلاش میکنن وارد خونش بشن تا جای جواهرات رو پیدا کنن اما...
به دنبال پریسا و پیدا کردن مخفیگاهش و مجاب کردنش برای همکاری، غلام و فرهاد به سراغ همسر سابق پریسا میرن...
بعد از پیدا کردن پریسا و مجاب کردنش برای همکاری، آیا نقشه ی آنها به درستی پیش می رود تا توتونچی رو تعقیب کرده و دربیایند که چه بلایی سر جواهرات آورده؟
جیمی و غلام محل اقامت دلال طلاها را پیدا کرده و به هتل میروند تا مانع توتونچی برای معامله ی طلاها و خروج آنها از کشور شوند، آیا موفق می شوند؟
هلاکویی با جواهرات فرار می کند. غلام و جیمی در پی او هستند. از طرفی توتونچی به پریسا شک کرده...
بیتا و غلام به دنبال جواهراتی هستند که هلاکویی از کشور خارج کرده است تا بتوانند به واسطه آن بچه غلام را نجات دهند. از طرفی بیتا از پروژه آلفا که لوریان راه اندازی کرده بوده باخبر شده و حالا...
غلام و فرهاد به دنبال جعبه جواهراتی که به مغازه ای فروخته شده می روند تا مدارک مربوط به پروژه آلفا که در صندوق جاسازی شده پیدا کنند اما...
پول زیادی به حساب فرهاد واریز شده و باعث شده غلام به فرهاد مشکوک شود.توتونچی بابت پولی که به فرهاد داده ای از او درخواستی دارد...
غلام و جیمی به همراه فرهاد به محل قرار با توتونچی می روند و در ازای دادن جواهرات، بچه غلام را پس می گیرند. از طرفی سیا رد توتونچی را دنبال می کند تا برای گرفتن جواهرات به سراغ او بروند اما...

دیدگاه های شما

برای ثبت نظر وارد شوید