متاسفیم، برای دیدن این وب سایت بایستی جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید
قهوه تلخ
قهوه تلخ | Bitter Coffee
ایران | 1389 | 2010 | فارسی |

نشانه گذاری

کارگردان: مهران مدیری | تهیه کننده: مجید آقاقلیان - حمید آقاقلیان | نویسنده: خشایار الوند - امیرمهدی ژوله | موسیقی: فرهاد مدیری | فیلم بردار: فیلم برداران منوچهر مظفری - سعید عباسی اصفهانی - کامران جمشیدیان | تدوین: احسان مظفری |

بازیگران: مهران مدیری | سیامک انصاری | محمدرضا هدایتی | سحر جعفری جوزانی | سحر زکریا | الیکا عبدالرزاقی | برزو ارجمند | رضا فیض نوروزی | عارف لرستانی | بیژن بنفشه خواه | هادی کاظمی | جواد عزتی | ماندانا سوری | غلامرضا نیکخواه | علی لک پوریان | نادر سلیمانی | فلامک جنیدی | مریم بخشی | شایان احدی فر | فاطمه هاشمی | رامین پورایمان | ساعد هدایتی | شقایق رحیمی راد | سام نوری | حمید کاشانی | بهشاد مختاری | شادی احدی فر | آرام جعفری | میرطاهر مظلومی | یوسف صیادی | سپند امیرسلیمانی | مه لقا باقری | رامین ناصرنصیر | سعید امیرسلیمانی | آرش نوذری | لادن سلیمانی | افشین کتابچی | کوشیار کرمی

ماجرا از آن جای شروع شد که نیما زندکریمی معلم تاریخ در پی پیدا کردن چند صفحه حذف شده از تاریخ است. او یک قهوه می‌خورد و به یک تاریخ دیگر می‌رود و در آنجا با مردم ان زمان زندگی می‌کند و با مادر بزرگ رؤیا خانم که در زمان خودش عاشقش بود ازدواج می‌کند و در تمام مدت برای عوض کردن تاریخ و جلوگیری از حمله محمدخان قاجار تلاش می کند...




همین الان تماشا کنید:
محلی برای نمایش پیدا نشد!!!

قسمت های این مجموعه

نیما در کتابخانه با دختری به نام رؤیا اتابکی آشنا می‌شود که دانشجوی علاقه‌مند و مطلع از رشته تاریخ بوده و در حال تکمیل پایان‌نامه خود است. آنها در ادامه به دنبال موضوعی راجع به پنج سال از تاریخ اواخر دوره زندیه به راه می‌افتند. در حالی که از هم جدا شده‌اند، تلفنی مشکوک به نیما می‌شود که او را برای پیدا کردن جواب سوالاتش به کاخ نیاوران دعوت می‌کند. در آنجا قهوه‌ای تلخ منتظر اوست که با نوشیدن آن به پنج سال گمشده تاریخ قدم می‌گذارد...
نیما در کتابخانه با دختری به نام رؤیا اتابکی آشنا می‌شود که دانشجوی علاقه‌مند و مطلع از رشته تاریخ بوده و در حال تکمیل پایان‌نامه خود است. آنها در ادامه به دنبال موضوعی راجع به پنج سال از تاریخ اواخر دوره زندیه به راه می‌افتند. در حالی که از هم جدا شده‌اند، تلفنی مشکوک به نیما می‌شود که او را برای پیدا کردن جواب سوالاتش به کاخ نیاوران دعوت می‌کند. در آنجا قهوه‌ای تلخ منتظر اوست که با نوشیدن آن به پنج سال گمشده تاریخ قدم می‌گذارد...
نیما در کتابخانه با دختری به نام رؤیا اتابکی آشنا می‌شود که دانشجوی علاقه‌مند و مطلع از رشته تاریخ بوده و در حال تکمیل پایان‌نامه خود است. آنها در ادامه به دنبال موضوعی راجع به پنج سال از تاریخ اواخر دوره زندیه به راه می‌افتند. در حالی که از هم جدا شده‌اند، تلفنی مشکوک به نیما می‌شود که او را برای پیدا کردن جواب سوالاتش به کاخ نیاوران دعوت می‌کند. در آنجا قهوه‌ای تلخ منتظر اوست که با نوشیدن آن به پنج سال گمشده تاریخ قدم می‌گذارد...
نیما که در آستانه اعدام قرار گرفته، با توجه به اطلاعاتی که در روزگار خود در رابطه با آن دوره زمانی (و به کمک رؤیا اتابکی) بدست آورده، زلزله را پیشگویی می‌کند و جان جهانگیر شاه را نجات می‌دهد. بدین ترتیب از مرگ نجات یافته و در داخل دربار به او لقب مستشارالملک داده می‌شود.
نیما که در آستانه اعدام قرار گرفته، با توجه به اطلاعاتی که در روزگار خود در رابطه با آن دوره زمانی (و به کمک رؤیا اتابکی) بدست آورده، زلزله را پیشگویی می‌کند و جان جهانگیر شاه را نجات می‌دهد. بدین ترتیب از مرگ نجات یافته و در داخل دربار به او لقب مستشارالملک داده می‌شود.
نیما که در آستانه اعدام قرار گرفته، با توجه به اطلاعاتی که در روزگار خود در رابطه با آن دوره زمانی (و به کمک رؤیا اتابکی) بدست آورده، زلزله را پیشگویی می‌کند و جان جهانگیر شاه را نجات می‌دهد. بدین ترتیب از مرگ نجات یافته و در داخل دربار به او لقب مستشارالملک داده می‌شود.
از آنجا که هیچ‌کدام از همسران شاه برای او پسر به دنیا نیاورده‌اند، جهانگیر شاه نگران می‌شود و به فکر ازدواج با دختری دیگر می‌افتد تا برای حکومت وارثی بیاورد. برای همین به روسیه سفر می‌کند و در آنجا با زنی به نام کاترین ازدواج می‌کند و به او لقب سوگلی دربار را می‌دهد.
از آنجا که هیچ‌کدام از همسران شاه برای او پسر به دنیا نیاورده‌اند، جهانگیر شاه نگران می‌شود و به فکر ازدواج با دختری دیگر می‌افتد تا برای حکومت وارثی بیاورد. برای همین به روسیه سفر می‌کند و در آنجا با زنی به نام کاترین ازدواج می‌کند و به او لقب سوگلی دربار را می‌دهد.
از آنجا که هیچ‌کدام از همسران شاه برای او پسر به دنیا نیاورده‌اند، جهانگیر شاه نگران می‌شود و به فکر ازدواج با دختری دیگر می‌افتد تا برای حکومت وارثی بیاورد. برای همین به روسیه سفر می‌کند و در آنجا با زنی به نام کاترین ازدواج می‌کند و به او لقب سوگلی دربار را می‌دهد.
کاترین تصمیم به کم کردن روی فخرالتاج گرفته و به جهانگیر شاه می‌گوید تا برایش عروسی مجللی بگیرد. در این بین نیما (مستشارالملک) به عنوان مسئول عروسی انتخاب می‌شود و از سوی دیگر فخرالتاج قصد به هم زدن این عروسی را دارد. نیما به دلیل تهدیداتی که به او شده‌است به این فکر می‌افتد که بهانه‌ای جهت برهم‌زدن عروسی بیاورد و به شاه می‌گوید که کسانی قصد سوءقصد به جان اعلاءحضرت را دارند و مراسم عروسی عقب می‌افتد.
کاترین تصمیم به کم کردن روی فخرالتاج گرفته و به جهانگیر شاه می‌گوید تا برایش عروسی مجللی بگیرد. در این بین نیما (مستشارالملک) به عنوان مسئول عروسی انتخاب می‌شود و از سوی دیگر فخرالتاج قصد به هم زدن این عروسی را دارد. نیما به دلیل تهدیداتی که به او شده‌است به این فکر می‌افتد که بهانه‌ای جهت برهم‌زدن عروسی بیاورد و به شاه می‌گوید که کسانی قصد سوءقصد به جان اعلاءحضرت را دارند و مراسم عروسی عقب می‌افتد.
کاترین تصمیم به کم کردن روی فخرالتاج گرفته و به جهانگیر شاه می‌گوید تا برایش عروسی مجللی بگیرد. در این بین نیما (مستشارالملک) به عنوان مسئول عروسی انتخاب می‌شود و از سوی دیگر فخرالتاج قصد به هم زدن این عروسی را دارد. نیما به دلیل تهدیداتی که به او شده‌است به این فکر می‌افتد که بهانه‌ای جهت برهم‌زدن عروسی بیاورد و به شاه می‌گوید که کسانی قصد سوءقصد به جان اعلاءحضرت را دارند و مراسم عروسی عقب می‌افتد.
چند نفر قصد دارند جهانگیرشاه را به دلیل اتفاقاتی که پیش آمده از بین ببرند...
چند نفر قصد دارند جهانگیرشاه را به دلیل اتفاقاتی که پیش آمده از بین ببرند...
چند نفر قصد دارند جهانگیرشاه را به دلیل اتفاقاتی که پیش آمده از بین ببرند...
افرادی که قصد سو قصد به جان اعلاءحضرت را داشتند نتوانستد کاری از پیش ببرند. پس از آن ماجرا، کاترین پسرزا مقدمات یک مهمانی را به مناسبت رفع بلا از جهانگیر شاه مهیا می‌کند. در همین حین نامه‌ای از نازخاتون دختر اعتمادالملک که برای تحصیل به فرنگ رفته بود می‌رسد که قصد بازگشت به ایران را دارد و بازگشت او به ایران، با مهمانی کاترین هم‌زمان می‌شود.
افرادی که قصد سو قصد به جان اعلاءحضرت را داشتند نتوانستد کاری از پیش ببرند. پس از آن ماجرا، کاترین پسرزا مقدمات یک مهمانی را به مناسبت رفع بلا از جهانگیر شاه مهیا می‌کند. در همین حین نامه‌ای از نازخاتون دختر اعتمادالملک که برای تحصیل به فرنگ رفته بود می‌رسد که قصد بازگشت به ایران را دارد و بازگشت او به ایران، با مهمانی کاترین هم‌زمان می‌شود.
افرادی که قصد سو قصد به جان اعلاءحضرت را داشتند نتوانستد کاری از پیش ببرند. پس از آن ماجرا، کاترین پسرزا مقدمات یک مهمانی را به مناسبت رفع بلا از جهانگیر شاه مهیا می‌کند. در همین حین نامه‌ای از نازخاتون دختر اعتمادالملک که برای تحصیل به فرنگ رفته بود می‌رسد که قصد بازگشت به ایران را دارد و بازگشت او به ایران، با مهمانی کاترین هم‌زمان می‌شود.
داستان این مجموعه دربارهٔ نازخاتون و عشق برزو به وی است از طرفی هم از آن جایی که نازخاتون بسیار شبیه رؤیا اتابکی است مستشارالملک تصور می‌کند که وی هم مانند خودش با قهوه به این دوران آمده‌است ولی با بررسی بیشتر می‌فمهمد که نازخاتون در واقع جد رؤیا اتابکی است. وخودعاشق اومی شودالبته بابرزوخان مشکل پیدامی‌کند.
داستان این مجموعه دربارهٔ نازخاتون و عشق برزو به وی است از طرفی هم از آن جایی که نازخاتون بسیار شبیه رؤیا اتابکی است مستشارالملک تصور می‌کند که وی هم مانند خودش با قهوه به این دوران آمده‌است ولی با بررسی بیشتر می‌فمهمد که نازخاتون در واقع جد رؤیا اتابکی است. وخودعاشق اومی شودالبته بابرزوخان مشکل پیدامی‌کند.
داستان این مجموعه دربارهٔ نازخاتون و عشق برزو به وی است از طرفی هم از آن جایی که نازخاتون بسیار شبیه رؤیا اتابکی است مستشارالملک تصور می‌کند که وی هم مانند خودش با قهوه به این دوران آمده‌است ولی با بررسی بیشتر می‌فمهمد که نازخاتون در واقع جد رؤیا اتابکی است. وخودعاشق اومی شودالبته بابرزوخان مشکل پیدامی‌کند.
با ناپدید شدن بیخودی الملک، اتابک اعظم با همدستی نظمیه، بلوتوس را مسئول این واقعه قلمداد می‌کنند. دادگاه محاکمه بلوتوس و مستشار برگزار می‌شود و در پایان دادگاه، نازخاتون به توطئه توسط پدرش اعتراف می‌کند و درباریان به زندان می‌افتند.
با ناپدید شدن بیخودی الملک، اتابک اعظم با همدستی نظمیه، بلوتوس را مسئول این واقعه قلمداد می‌کنند. دادگاه محاکمه بلوتوس و مستشار برگزار می‌شود و در پایان دادگاه، نازخاتون به توطئه توسط پدرش اعتراف می‌کند و درباریان به زندان می‌افتند.
با ناپدید شدن بیخودی الملک، اتابک اعظم با همدستی نظمیه، بلوتوس را مسئول این واقعه قلمداد می‌کنند. دادگاه محاکمه بلوتوس و مستشار برگزار می‌شود و در پایان دادگاه، نازخاتون به توطئه توسط پدرش اعتراف می‌کند و درباریان به زندان می‌افتند.
توپولوف، برادر کاترین از راه می‌رسد و این دو طی توطئه‌ای، باعث اخراج بلوتوس و مستشار از کاخ می‌شوند. توپولوف، برزو خان سپهسالار را از کار برکنار می‌کند و به ریاست نظمیه منصوب می‌شود.
توپولوف، برادر کاترین از راه می‌رسد و این دو طی توطئه‌ای، باعث اخراج بلوتوس و مستشار از کاخ می‌شوند. توپولوف، برزو خان سپهسالار را از کار برکنار می‌کند و به ریاست نظمیه منصوب می‌شود.
توپولوف، برادر کاترین از راه می‌رسد و این دو طی توطئه‌ای، باعث اخراج بلوتوس و مستشار از کاخ می‌شوند. توپولوف، برزو خان سپهسالار را از کار برکنار می‌کند و به ریاست نظمیه منصوب می‌شود.
توپولوف به خواستگاری لعبت می‌رود و دستور قتل مستشار و بلوتوس را می‌دهد. آنها که دنبال راهی برای بازگشتند، مدرکی علیه توپولوف مهیاکرده و او را به زندان می‌اندازند و سپس بولوتوس با لعبت ازدواج می‌کند.
توپولوف به خواستگاری لعبت می‌رود و دستور قتل مستشار و بلوتوس را می‌دهد. آنها که دنبال راهی برای بازگشتند، مدرکی علیه توپولوف مهیاکرده و او را به زندان می‌اندازند و سپس بولوتوس با لعبت ازدواج می‌کند.
توپولوف به خواستگاری لعبت می‌رود و دستور قتل مستشار و بلوتوس را می‌دهد. آنها که دنبال راهی برای بازگشتند، مدرکی علیه توپولوف مهیاکرده و او را به زندان می‌اندازند و سپس بولوتوس با لعبت ازدواج می‌کند.
جهانگیر شاه بیمار می‌شود و قادر به اداره دربار نیست بنابراین طی حکمی بلوتوس را جانشین خود اعلام می‌کند. مستشار و بلوتوس هم تصمیم می‌گیرند که سر و سامانی به اوضاع دربار بدهند که قیصر الملوک خواهر بزرگ شاه وارد کاخ می‌شود.
جهانگیر شاه بیمار می‌شود و قادر به اداره دربار نیست بنابراین طی حکمی بلوتوس را جانشین خود اعلام می‌کند. مستشار و بلوتوس هم تصمیم می‌گیرند که سر و سامانی به اوضاع دربار بدهند که قیصر الملوک خواهر بزرگ شاه وارد کاخ می‌شود.
جهانگیر شاه بیمار می‌شود و قادر به اداره دربار نیست بنابراین طی حکمی بلوتوس را جانشین خود اعلام می‌کند. مستشار و بلوتوس هم تصمیم می‌گیرند که سر و سامانی به اوضاع دربار بدهند که قیصر الملوک خواهر بزرگ شاه وارد کاخ می‌شود.
کاترین به همراه ژزفین و توپولف طی حوادثی از کاخ اخراج می‌شوند. مستشار که علت عقب ماندگی مملکت را بی‌سوادی شاه و درباریان می‌داند، تصمیم می‌گیرد با تشکیل کلاس درس، به دربایان سواد بیاموزد.
کاترین به همراه ژزفین و توپولف طی حوادثی از کاخ اخراج می‌شوند. مستشار که علت عقب ماندگی مملکت را بی‌سوادی شاه و درباریان می‌داند، تصمیم می‌گیرد با تشکیل کلاس درس، به دربایان سواد بیاموزد.
کاترین به همراه ژزفین و توپولف طی حوادثی از کاخ اخراج می‌شوند. مستشار که علت عقب ماندگی مملکت را بی‌سوادی شاه و درباریان می‌داند، تصمیم می‌گیرد با تشکیل کلاس درس، به دربایان سواد بیاموزد.
بلوتوس که برگزاری کلاس‌های سواد آموزی توسط مستشار را به نفع خود نمی‌داند، به فکر توطئه‌ای است که مستشار را از ادامه کار منصرف کند. در نتیجه کاری می‌کند که قیصر السلطنه با مستشار ازدواج کند بعد متوجه می‌شود که اشتباه کرده و ممکن است مستشار از طریق قیصر السلطنه بعد از جهانگیر شاه به پادشاهی برسد و سپس سعی می‌کند تا ازدواج مستشار و قیصر السلطنه را به‌هم بزند.
بلوتوس که برگزاری کلاس‌های سواد آموزی توسط مستشار را به نفع خود نمی‌داند، به فکر توطئه‌ای است که مستشار را از ادامه کار منصرف کند. در نتیجه کاری می‌کند که قیصر السلطنه با مستشار ازدواج کند بعد متوجه می‌شود که اشتباه کرده و ممکن است مستشار از طریق قیصر السلطنه بعد از جهانگیر شاه به پادشاهی برسد و سپس سعی می‌کند تا ازدواج مستشار و قیصر السلطنه را به‌هم بزند.
بلوتوس که برگزاری کلاس‌های سواد آموزی توسط مستشار را به نفع خود نمی‌داند، به فکر توطئه‌ای است که مستشار را از ادامه کار منصرف کند. در نتیجه کاری می‌کند که قیصر السلطنه با مستشار ازدواج کند بعد متوجه می‌شود که اشتباه کرده و ممکن است مستشار از طریق قیصر السلطنه بعد از جهانگیر شاه به پادشاهی برسد و سپس سعی می‌کند تا ازدواج مستشار و قیصر السلطنه را به‌هم بزند.
مراسم خواستگاری مستشار و قیصر السلطنه به هم می‌خورد. شاه بیمار می‌شود و مستشار با معالجه شاه، بار دیگر از مرگ نجات می‌یابد.
مراسم خواستگاری مستشار و قیصر السلطنه به هم می‌خورد. شاه بیمار می‌شود و مستشار با معالجه شاه، بار دیگر از مرگ نجات می‌یابد.
مراسم خواستگاری مستشار و قیصر السلطنه به هم می‌خورد. شاه بیمار می‌شود و مستشار با معالجه شاه، بار دیگر از مرگ نجات می‌یابد.
برزوخان به خواستگاری نازخاتون می‌رود. مستشار از این موضوع به شدت متأثر شده و با بلوتوس مشورت می‌کند. بلوتوس که این وصلت را به نفع خود نمی‌داند، به فکر توطئه‌ای می‌افتد.
برزوخان به خواستگاری نازخاتون می‌رود. مستشار از این موضوع به شدت متأثر شده و با بلوتوس مشورت می‌کند. بلوتوس که این وصلت را به نفع خود نمی‌داند، به فکر توطئه‌ای می‌افتد.
برزوخان به خواستگاری نازخاتون می‌رود. مستشار از این موضوع به شدت متأثر شده و با بلوتوس مشورت می‌کند. بلوتوس که این وصلت را به نفع خود نمی‌داند، به فکر توطئه‌ای می‌افتد.
الیزه پادشاه موناکو، وارد دربار می‌شود. برزوخان که درگیر مراسم ازدواج با نازخاتون می‌باشد، عاشق الیزه می‌شود. الیزه که می‌خواهد گاز را از ایران به کشور خودش ببرد، این پیشنهاد را به جهانگیرشاه می‌دهد ولی مستشار مانع از امضای قرارداد می‌شود و الیزه به برزوخان می‌گوید که از جهانگیر شاه امضاء بگیرد، برزو خان از نادانی جهانگیرشاه استفاده و از او امضاء می‌گیرد. سپس مستشار تصمیم می‌گیرد که به شیراز مرکز حکومت زندیه برود اما نازخاتون به نزد او می‌رود و می‌گوید که به او علاقه دارد و از او می‌خواهد تا با هم به کاخ برگردند.
الیزه پادشاه موناکو، وارد دربار می‌شود. برزوخان که درگیر مراسم ازدواج با نازخاتون می‌باشد، عاشق الیزه می‌شود. الیزه که می‌خواهد گاز را از ایران به کشور خودش ببرد، این پیشنهاد را به جهانگیرشاه می‌دهد ولی مستشار مانع از امضای قرارداد می‌شود و الیزه به برزوخان می‌گوید که از جهانگیر شاه امضاء بگیرد، برزو خان از نادانی جهانگیرشاه استفاده و از او امضاء می‌گیرد. سپس مستشار تصمیم می‌گیرد که به شیراز مرکز حکومت زندیه برود اما نازخاتون به نزد او می‌رود و می‌گوید که به او علاقه دارد و از او می‌خواهد تا با هم به کاخ برگردند.
الیزه پادشاه موناکو، وارد دربار می‌شود. برزوخان که درگیر مراسم ازدواج با نازخاتون می‌باشد، عاشق الیزه می‌شود. الیزه که می‌خواهد گاز را از ایران به کشور خودش ببرد، این پیشنهاد را به جهانگیرشاه می‌دهد ولی مستشار مانع از امضای قرارداد می‌شود و الیزه به برزوخان می‌گوید که از جهانگیر شاه امضاء بگیرد، برزو خان از نادانی جهانگیرشاه استفاده و از او امضاء می‌گیرد. سپس مستشار تصمیم می‌گیرد که به شیراز مرکز حکومت زندیه برود اما نازخاتون به نزد او می‌رود و می‌گوید که به او علاقه دارد و از او می‌خواهد تا با هم به کاخ برگردند.
مستشار و نازخاتون با هم ازدواج می‌کنند. مستشار تصمیم می‌گیرد که مجلس سنا را با همکاری بلوتوس تشکیل دهد. اعضای این مجلس عبارتند از مستشار، بلوتوس، بابا شاه، فخر التاج، داموس الملک، دوا الملک، دامبول السلطنه، قرقی، بلدالملک.
مستشار و نازخاتون با هم ازدواج می‌کنند. مستشار تصمیم می‌گیرد که مجلس سنا را با همکاری بلوتوس تشکیل دهد. اعضای این مجلس عبارتند از مستشار، بلوتوس، بابا شاه، فخر التاج، داموس الملک، دوا الملک، دامبول السلطنه، قرقی، بلدالملک.
مستشار و نازخاتون با هم ازدواج می‌کنند. مستشار تصمیم می‌گیرد که مجلس سنا را با همکاری بلوتوس تشکیل دهد. اعضای این مجلس عبارتند از مستشار، بلوتوس، بابا شاه، فخر التاج، داموس الملک، دوا الملک، دامبول السلطنه، قرقی، بلدالملک.
نازخاتون و لعبت به دنبال جلب رضایت باباشاه برای ازدواج بابااتی و قیصرالملوک هستند. مستشار با همکاری بلوتوس اولین جلسه مجلس سنا را تشکیل می‌دهد.
نازخاتون و لعبت به دنبال جلب رضایت باباشاه برای ازدواج بابااتی و قیصرالملوک هستند. مستشار با همکاری بلوتوس اولین جلسه مجلس سنا را تشکیل می‌دهد.
نازخاتون و لعبت به دنبال جلب رضایت باباشاه برای ازدواج بابااتی و قیصرالملوک هستند. مستشار با همکاری بلوتوس اولین جلسه مجلس سنا را تشکیل می‌دهد.
به دلیل بی‌کفایتی و عدم صلاحیت درباریان، مستشار با حکم شاه، تصمیم می‌گیرد تمامی درباریان را عوض کند.
به دلیل بی‌کفایتی و عدم صلاحیت درباریان، مستشار با حکم شاه، تصمیم می‌گیرد تمامی درباریان را عوض کند.
به دلیل بی‌کفایتی و عدم صلاحیت درباریان، مستشار با حکم شاه، تصمیم می‌گیرد تمامی درباریان را عوض کند.
درپی ماجراهایی، بولوتوس ناپدید می‌شود…
درپی ماجراهایی، بولوتوس ناپدید می‌شود…
درپی ماجراهایی، بولوتوس ناپدید می‌شود…
در پی این ماجرا مستشار به زندان می‌رود و ناگهان نامه‌ای از لطفعلی خان زند به جهانگیر شاه فرستاده می‌شود و خبر به تهران آمدن خود را می‌دهد به همین دلیل با کلک‌های فراوان مستشار را از زندان آزاد کرده و مقام شاه را به او می‌دهند.
در پی این ماجرا مستشار به زندان می‌رود و ناگهان نامه‌ای از لطفعلی خان زند به جهانگیر شاه فرستاده می‌شود و خبر به تهران آمدن خود را می‌دهد به همین دلیل با کلک‌های فراوان مستشار را از زندان آزاد کرده و مقام شاه را به او می‌دهند.
در پی این ماجرا مستشار به زندان می‌رود و ناگهان نامه‌ای از لطفعلی خان زند به جهانگیر شاه فرستاده می‌شود و خبر به تهران آمدن خود را می‌دهد به همین دلیل با کلک‌های فراوان مستشار را از زندان آزاد کرده و مقام شاه را به او می‌دهند.
لطفعلی خان زند وارد می‌شود. درباریان، کشتن والی تهران را گردن نیما می‌اندازند و… در این قسمت لطفعلی خان از تهران می‌رود و سخنرانی تکان دهنده و طعنه آمیزی خطاب به درباریان می‌کند: «ما باید گریه کنیم به حال این ملک، ما که از همه چیز و همه کس دل بریدیم شما هم به هیچ‌کس دل نبندید بترسید از مالی که به زور ستانده شود، بترسید از خونی که به ناحق ریخته شود، بترسید از آهی که از ته دل کشیده شود، خداوند این سرزمین را از ظلم و ستم و جهل و فریبکاری و خرافات محفوظ بدارد.»
لطفعلی خان زند وارد می‌شود. درباریان، کشتن والی تهران را گردن نیما می‌اندازند و… در این قسمت لطفعلی خان از تهران می‌رود و سخنرانی تکان دهنده و طعنه آمیزی خطاب به درباریان می‌کند: «ما باید گریه کنیم به حال این ملک، ما که از همه چیز و همه کس دل بریدیم شما هم به هیچ‌کس دل نبندید بترسید از مالی که به زور ستانده شود، بترسید از خونی که به ناحق ریخته شود، بترسید از آهی که از ته دل کشیده شود، خداوند این سرزمین را از ظلم و ستم و جهل و فریبکاری و خرافات محفوظ بدارد.»
لطفعلی خان زند وارد می‌شود. درباریان، کشتن والی تهران را گردن نیما می‌اندازند و… در این قسمت لطفعلی خان از تهران می‌رود و سخنرانی تکان دهنده و طعنه آمیزی خطاب به درباریان می‌کند: «ما باید گریه کنیم به حال این ملک، ما که از همه چیز و همه کس دل بریدیم شما هم به هیچ‌کس دل نبندید بترسید از مالی که به زور ستانده شود، بترسید از خونی که به ناحق ریخته شود، بترسید از آهی که از ته دل کشیده شود، خداوند این سرزمین را از ظلم و ستم و جهل و فریبکاری و خرافات محفوظ بدارد.»
درباریان برای از میان بردن جانشین شاه یعنی فرزند قیصر الملوک نقشه‌ها می‌کشند و در پایان ببری را برای ترساندن قیصر الملوک باردار به کاخ می‌آورند… پس از چند قسمت غیبت، بلوتوس با ظاهری تازه می‌آید…
درباریان برای جلوگیری از رفتن نیما به گرگان دسیسه‌ای چیده و او را معتاد می‌کنند…
درباریان برای جلوگیری از رفتن نیما به گرگان دسیسه‌ای چیده و او را معتاد می‌کنند…
درباریان برای از میان بردن جانشین شاه یعنی فرزند قیصر الملوک نقشه‌ها می‌کشند و در پایان ببری را برای ترساندن قیصر الملوک باردار به کاخ می‌آورند… پس از چند قسمت غیبت، بلوتوس با ظاهری تازه می‌آید…
درباریان برای از میان بردن جانشین شاه یعنی فرزند قیصر الملوک نقشه‌ها می‌کشند و در پایان ببری را برای ترساندن قیصر الملوک باردار به کاخ می‌آورند… پس از چند قسمت غیبت، بلوتوس با ظاهری تازه می‌آید…
بلوتوس بازمی‌گردد و به مناسبت چهارمین سالگرد تاجگذاری جهانگیرشاه، پیشنهاد برپایی تئاتر را به شاه می‌دهد. در هنگام برگزاری جشن، بلوتوس به الماس کوه نور دست پیدا می‌کند و به مستشار پیشنهادبرگشتن به زمان خود رامی‌دهد اوهم بانازخاتون برمی گردد البته درباریان هم دنبال آن‌ها راه می‌افتند.
بلوتوس بازمی‌گردد و به مناسبت چهارمین سالگرد تاجگذاری جهانگیرشاه، پیشنهاد برپایی تئاتر را به شاه می‌دهد. در هنگام برگزاری جشن، بلوتوس به الماس کوه نور دست پیدا می‌کند و به مستشار پیشنهادبرگشتن به زمان خود رامی‌دهد اوهم بانازخاتون برمی گردد البته درباریان هم دنبال آن‌ها راه می‌افتند.
بلوتوس بازمی‌گردد و به مناسبت چهارمین سالگرد تاجگذاری جهانگیرشاه، پیشنهاد برپایی تئاتر را به شاه می‌دهد. در هنگام برگزاری جشن، بلوتوس به الماس کوه نور دست پیدا می‌کند و به مستشار پیشنهادبرگشتن به زمان خود رامی‌دهد اوهم بانازخاتون برمی گردد البته درباریان هم دنبال آن‌ها راه می‌افتند.
بلوتوس بازمی‌گردد و به مناسبت چهارمین سالگرد تاجگذاری جهانگیرشاه، پیشنهاد برپایی تئاتر را به شاه می‌دهد. در هنگام برگزاری جشن، بلوتوس به الماس کوه نور دست پیدا می‌کند و به مستشار پیشنهادبرگشتن به زمان خود رامی‌دهد اوهم بانازخاتون برمی گردد البته درباریان هم دنبال آن‌ها راه می‌افتند.
مستشار به همراه سایر درباریان با خوردن قهوهٔ تلخ به عصر کنونی (تهران ۱۳۹۰) قدم می‌گذارند و…
زندگی جدید و آپارتمان نشینی مشکلات تازه‌ای برای اهالی ساختمان ایجاد می‌کند و باعث می‌شود نیما دوباره به کلانتری برود.
زندگی جدید و آپارتمان نشینی مشکلات تازه‌ای برای اهالی ساختمان ایجاد می‌کند و باعث می‌شود نیما دوباره به کلانتری برود.
مستشار به همراه سایر درباریان با خوردن قهوهٔ تلخ به عصر کنونی (تهران ۱۳۹۰) قدم می‌گذارند و…
مستشار به همراه سایر درباریان با خوردن قهوهٔ تلخ به عصر کنونی (تهران ۱۳۹۰) قدم می‌گذارند و…
زندگی جدید و آپارتمان نشینی مشکلات تازه‌ای برای اهالی ساختمان ایجاد می‌کند و باعث می‌شود نیما دوباره به کلانتری برود.
جشن چهارمین سالگرد تاجگذاری و مراسم گردن زنی در آپارتمان برگزار می‌شود و تمامی اهالی دربار دستگیر می‌شوند. پس از آزادی، درباریان موظف می‌شوند که بیرون از خانه کار کنند تا بتوانند مخارج خود را تأمین کنند…
جشن چهارمین سالگرد تاجگذاری و مراسم گردن زنی در آپارتمان برگزار می‌شود و تمامی اهالی دربار دستگیر می‌شوند. پس از آزادی، درباریان موظف می‌شوند که بیرون از خانه کار کنند تا بتوانند مخارج خود را تأمین کنند…
جشن چهارمین سالگرد تاجگذاری و مراسم گردن زنی در آپارتمان برگزار می‌شود و تمامی اهالی دربار دستگیر می‌شوند. پس از آزادی، درباریان موظف می‌شوند که بیرون از خانه کار کنند تا بتوانند مخارج خود را تأمین کنند…
شاه تصمیم می‌گیرد در یک کافی‌شاپ و در حضور جمع از زیبا خواستگاری کند. پس از مراسم قهوه خوران، همهٔ اهالی دربار به همراه آدم‌های جدید، به زمان خود و به کاخ بازمی‌گردند و مناسبات جدیدی آغاز می‌شود…
شاه تصمیم می‌گیرد در یک کافی‌شاپ و در حضور جمع از زیبا خواستگاری کند. پس از مراسم قهوه خوران، همهٔ اهالی دربار به همراه آدم‌های جدید، به زمان خود و به کاخ بازمی‌گردند و مناسبات جدیدی آغاز می‌شود…
شاه تصمیم می‌گیرد در یک کافی‌شاپ و در حضور جمع از زیبا خواستگاری کند. پس از مراسم قهوه خوران، همهٔ اهالی دربار به همراه آدم‌های جدید، به زمان خود و به کاخ بازمی‌گردند و مناسبات جدیدی آغاز می‌شود…
فخرالتاج که ماجرای خواستگاری شاه از زیبا را فهمیده‌است تصمیم به قتل شاه می‌گیرد. پس از انجام این کار تمام اهالی دربار متهم به این اتفاق هستند و در آخر مستشار را قاتل جهانگیر شاه قلمداد می‌کنند.
فخرالتاج که ماجرای خواستگاری شاه از زیبا را فهمیده‌است تصمیم به قتل شاه می‌گیرد. پس از انجام این کار تمام اهالی دربار متهم به این اتفاق هستند و در آخر مستشار را قاتل جهانگیر شاه قلمداد می‌کنند.
فخرالتاج که ماجرای خواستگاری شاه از زیبا را فهمیده‌است تصمیم به قتل شاه می‌گیرد. پس از انجام این کار تمام اهالی دربار متهم به این اتفاق هستند و در آخر مستشار را قاتل جهانگیر شاه قلمداد می‌کنند.
پس از بهوش آمدن شاه، بر اثر ضربه وارده بر سر او، شخصیت وی عوض شده و با همگان به عدالت رفتار می‌کند. به این دلیل، تمامی مناسبات دربار عوض می‌شود…
پس از بهوش آمدن شاه، بر اثر ضربه وارده بر سر او، شخصیت وی عوض شده و با همگان به عدالت رفتار می‌کند. به این دلیل، تمامی مناسبات دربار عوض می‌شود…
پس از بهوش آمدن شاه، بر اثر ضربه وارده بر سر او، شخصیت وی عوض شده و با همگان به عدالت رفتار می‌کند. به این دلیل، تمامی مناسبات دربار عوض می‌شود…
درباریان که وضعیت جدید شاه را نمی‌توانند تحمل کنند به فکر توطئه‌ای هستند که شرایط را به حالت اول درآورند…
درباریان که وضعیت جدید شاه را نمی‌توانند تحمل کنند به فکر توطئه‌ای هستند که شرایط را به حالت اول درآورند…
درباریان که وضعیت جدید شاه را نمی‌توانند تحمل کنند به فکر توطئه‌ای هستند که شرایط را به حالت اول درآورند…
بعد از طلاق غیابی لعبت از بلوتوس بانوان دربار از روی حسادت همگی خواهان طلاق از همسران خود شده و …
بعد از طلاق غیابی لعبت از بلوتوس بانوان دربار از روی حسادت همگی خواهان طلاق از همسران خود شده و …
بعد از طلاق غیابی لعبت از بلوتوس بانوان دربار از روی حسادت همگی خواهان طلاق از همسران خود شده و …

دیدگاه های شما

برای ثبت نظر وارد شوید