متاسفیم، برای دیدن این وب سایت بایستی جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید
عاشقانه

زنی به زندگی چند زوج جوان وارد می شود تا آرامش ظاهری زندگی آنان به آشوب کشیده شود... این «عاشقانه» این طور آغاز می شود...




همین الان تماشا کنید:
محلی برای نمایش پیدا نشد!!!

قسمت های این مجموعه

«رضا» و «سهیل» که شرکتی بزرگ را اداره می کنند، به مشکلات مالی برخورده اند. «حاج یونس»، پدر «رضا»، مردی خیر است که وضع مالی بسیار خوبی دارد. رفت و آمد های مشکوک زنی به نام «گیسو» در زندگی او، پسرش را دچار تردید و نگرانی می کند. او تصمیم می گیرد تا خود، پای این زن را از زندگی پدرش قطع کند.
«رضا» از نوع رابطه «گیسو» و «حاج یونس» با خبر می ‌شود و بعد از مدت‌ها به دیدن پدر می رود. از طرفی «پیمان» که مسابقه را باخته وارد رابطه ای جدید می شود. «پگاه» هم بدون اینکه توجهی به سرد شدن رابطه اش با «سهیل» داشته باشد، با جدیتی بیشتر از قبل، به فکر پیشرفت کاری اش است.
«پیمان»، برای رهایی شرکت از بی پولی، به «رضا» پیشنهاد می دهد که ساخت کلیپ عروسی «هدیه» را قبول کند. رضا هم برخلاف میل باطنی اش می پذیرد. از سوی دیگر رضا با وجود مخالفت پدر، «گیسو» را به عنوان گرافیست استخدام می کند و با این کار شک اطرافیانش را برمی انگیزد.
دو مردی که ادعا کرده بودند مأمور هستند، «گیسو» را با خود می برند و «پیمان» را کنار جاده رها می کنند. پیمان ماجرا را برای رضا و سهیل تعریف می کند. رضا که به شدت نگران گیسو شده، برای پیدا کردن او به هر دری می زند. از طرفی «ریحانه» به رابطه رضا و گیسو مشکوک می شود.
«رضا» به همسرش «ریحانه» راز خود را می‌گوید. «سهیل» و «پیمان» به دنبال سگ «پگاه» می‌گردند اما «پاپت» را پیدا نمی‌کنند. همین مساله باعث می‌شود دعوایی بزرگ بین «سهیل» و «پگاه» درگیرد؛ طوری که «سهیل» از ویلا بیرون رفته و برنمی‌گردد. «ریحانه» که متوجه شده هیچ ارتباط خاصی میان «گیسو» و همسرش نبوده، سعی می‌کند به او نزدیک شود. در همین حین فیلمبرداری عروسی در جریان است.
«سهیل» همه را به رستوران دعوت می‌کند تا دعوایی که بین خود و همسرش پیش آمده بود را خاتمه دهد. از طرفی «گیسو» در خانه «رضا» با همسر «حاج یونس» روبرو شده و موقعیتی عجیب شکل می‌گیرد؛ موقعیتی که آبروی چند ساله «حاج یونس» را به خطر می‌اندازد.
«سهیل» وسایلش را جمع کرده و به خانه «پیمان» می‌رود. «پگاه» دلیل اصلی مشکلات خود با همسرش را به «درسا» می‌گوید؛ مشکلی که باعث شده «پگاه» هرگز» نتواند بچه‌ دار شود! درگیری میان «حاج یونس» و «گیسو» شدت می‌گیرد. در این میان «سهیل» همه را به رستوران دعوت می‌کند تا مساله‌ای مهم را اعلام کند. اما هیچ چیز آن‌طور که تصور می‌شود پیش نخواهد رفت.
«هدیه» تمام اموال «محمود» را بالا کشیده و فرار می‌کند. «محمود» که تصور می‌کند «رضا» و افرادی که با آن‌ها در شمال بوده‌اند، از جای همسرش خبر دارند، به شرکت «رضا» رفته و پس از دعوا و مرافعه‌ آن‌جا را ترک می‌کند. از طرفی «پگا‌ه» مهریه‌اش را اجرا گذاشته و قصد دارد تا «سهیل» را به زندان بیندازد!
«فرزاد فرزین» متوجه می شود که یک کلیپ عروسی با حضور خواننده ای که کاملا شبیه اوست، در ماهواره ها پخش شده. او از شرکت سازنده کلیپ که مدیر آن شکایت می کند و «رضا» بازداشت می شود. از طرفی «هدیه» که تمام اموال همسرش را بالا کشیده بود متواری است و «پیمان» و «سهیل» می خواهند او را پیدا کنند.
«سهیل» پولی را که از «گیسو» قرض گرفته بود به او پس می دهد. از طرفی «پیمان» ردی از آن خواننده قلابی پیدا می کند و او را با «فرزاد فرزین» حقیقی رو به رو می کند. «پگاه» که نگران رابطه دوم سهیل شده، سراغ گیسو را می گیرد تا از حقیقت ماجرا با خبر شود. «حاج یونس» هم درگیری بیشتری با «رضا» پیدا می کند و اوضاع رابطه این پدر و پسر بدتر می شود.
«پگاه» که تقریبا مطمئن شده که «سهیل» و «گیسو» با هم رابطه دارند، به خانه گیسو می رود و با او درگیری لفظی پیدا می کند. گیسو با حرف هایش پگاه را تحقیر می کند و پگاه هم با گلدانی او را می زند. گیسو که می خواست این زوج را با هم رو به رو کند، قبل از ضربه پگاه با سهیل تماس می گیرد اما سهیل زمانی سر می رسد که کار از کار گذشته.
«پگاه» که با جدیت تمام، به دنبال گرفتن نقدی مهریه اش بود، در حضور تمام دوستانش، در شرکت «رضا»، اقدام به سوزاندن دسته های اسکناس می کند. «ریحانه»، بعد از این اتفاق، از «پیمان» خواهش می کند که ماجرای خواستگاری اش از «درسا» را به تعویق بیاندازد. اما ماجرا پیچیده تر از این حرف هاست؛ چرا که مسأله قتل در میان است.
«رضا» که حسابی نگران «گیسو» است، به خانه پیمان می رود تا از او کمک بگیرد و پرینت مکالمات گیسو را در بیاورد اما با «سهیل» رو به رو می شود. رضا حقیقت ارتباط خودش را با گیسو، به سهیل می گوید و این مسأله سهیل را به شدت به هم می ریزد.
«رضا» از ماجرای حضور «سهیل» در خانه «گیسو» مطلع شده، او را مورد مؤاخذه قرار می دهد و از ماجرای قرض دادن ۱۱۰ میلیون با خبر می شود. از طرفی «پیمان»، همراه «ریحانه» و رضا، به خواستگاری «درسا» می رود اما پدر درسا آن ها را در شأن خانواده خود نمی بیند و عذرشان را می خواهد.
«رضا» که متوجه شده «سهیل» در گم شدن خواهرش نقش داشته، سراغ «پگاه» می رود. بعد از کلی پنهان کاری، دست سهیل و پگاه برای رضا رو می شود. سهیل، با اصرار رضا، او را به محل دفن «گیسو» می برد تا جسد خواهرش را ببیند اما چیزی پیدا نمی کنند.
«پگاه» و «درسا» با هم اختلاف پیدا کرده اند و پگاه سعی می کند رابطه پیمان و درسا را اصلاح کند اما رفتار او اوضاع را بیشتر از قبل خراب می کند. از طرفی رضا که سهیل را مجبور کرده او را به محل دفن گیسو ببرد، وقتی نمی تواند جسد را پیدا کند با او درگیر می شود.
«رضا» تمام تلاش خود را می کند تا پرونده های «حاج یونس» را که گیسو بابت آن ها از او اخاذی می کرد، پیدا کند. او در این جست و جو متوجه بی گناهی پدرش می شود و کسی را که برای حاج یونس پاپوش درست کرده پیدا می کند.

دیدگاه های شما

برای ثبت نظر وارد شوید