متاسفیم، برای دیدن این وب سایت بایستی جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید
شام آخر

میهن مشرقی استاد دانشکده معماری پس از بیست و شش سال زندگی با شوهرش به سبب ناسازگاری فکری و رفتاری با پادرمیانی دخترش (ستاره) از همسرش جدا می‌شود. سپس به خانه قدیمی پدریش اسباب کشی می‌کند و با دخترش و دایه اش (آفاق) زندگی تازه‌ای را آغاز می‌کند. زندگی تازه او با آمدن مانی معترف دانشجوی رشته معماری در هم می‌ریزد و...




دیدگاه های شما

برای ثبت نظر وارد شوید