متاسفیم، برای دیدن این وب سایت بایستی جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال کنید
نهنگ آبی

آرمین جوانی ۲۵ ساله و دانشجوی تیزهوش کامپیوتر؛ توان برقراری ارتباط با آدم‌ها را ندارد و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانی اش که خودش ساخته می‌گذارند. پدرش مبتلا به بیماری ام اس شده و از مادرش جدا شده‌ است. او در سایت کتابخوانی با ژاله دختری که فهرست کتاب‌های مورد علاقه اش بسیار شبیه به آرمین است، آشنا و علاقه‌ مند می‌شود. ژاله او را که مشکل مالی دارد، برای کار به شرکت ساختمانی ای معرفی می‌کند که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار می‌کند...




همین الان تماشا کنید:
محلی برای نمایش پیدا نشد!!!

قسمت های این مجموعه

آرمین دانشجوی تیزهوش و درونگرای رشته امنیت شبکه است که بیشتر وقت خود را در سایت کتابخوانی تازه تاسیس اش صرف می کند. پدر او به بیماری ام اس مبتلاست و در آستانه جدایی از مادرش قرار دارد. در این میان سایت کتابخوانی آرمین باعث آشنایی او با ژاله و ورودش به ماجراهایی عجیب و تازه می شود...
بعد از خود کشی آناهیتا ،آرمین متوجه می شود که وارد ماجراهایی شده که هرگز پیش بینی آن ها را نمی کرده است . ورود آرمین به شرکت با انبوهی از آدم هایی که هریک راز های بسیاری برای پنهان کردن دارند و آشنایی با مروارید و ارتباط عجیب و پشت پرده آناهیتا با نادر و مروارید،همگی باعث سردرگمی آرمین شده تا جایی که تصمیم می گیرد...
آرمین با شخصی که برای آسیب زدن به آناهیتا فرستاده شده است درگیر می شود و پس از حادثه ای که در پی این درگیری رخ می دهد وارد هزارتویی می شود که با پیشنهادهای مروارید،مزاحمت های نادر و حمایت های آناهیتا مدام پیچیده تر و فریبنده تر می شود...
آرمین آرامش و زندگی عادی اش را بعد از قتل جوان موتوری (مهرداد) از دست داده، در همین حال مروارید با تهدید از او می خواهد سیستم علیرضا خالقی، یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت مادر را هک کند. خالقی استاد دانشگاهی است که زندگی خانوادگی سالمی دارد. با قبول کردن پیشنهاد مروارید آرمین برای بیرون آمدن از منجلاب قتل مهرداد، وارد مردابی بزرگ تر می ‎شود...
آرمین به خواسته مروارید سیستم علیرضا خالقی را هک می کند،نادر که مشکلاتش با مروارید بیشتر از قبل شده سعی می کند مروارید را تهدید کند،بهمن در اثر گفته هاله به رابطه بین آرمین با آناهیتا شک کرده است...
دکتر خالقی در اثر افشای اطلاعاتی درباره زندگی خصوصی اش همه چیزش را از دست می دهد،اختلافات نادر و مروارید به حدی عمیق می شود که نادر برای آرام شدن به غزل پناه می برد...
بعد از خودکشی سارا (همسر خالقی) ، مروارید سعی می کند اوضاع را کنترل کند در حالیکه در زندگی خصوصی اش با نادر بیشتر از قبل به مشکل برخورده،آناهیتا به خاطر مشکلی که برای بهمن پیش آمده به او نزدیک تر از قبل می شود اما...
فوت سارا، خواهر بهمن در مسیر اجرای نقشه های آرمین و مروارید اختلالی ناخواسته ایجاد می کند، بهمن با اراده ای قوی تر از قبل قصد دارد پی به رازهای هیات مدیره ببرد. آرمین برای اینکه دستش در دزدی پرونده های شرکت برای بهمن رو نشود ناچار است نظم ذهنی افراد اطرافش را به هم بریزد و این اختلالی بزرگ تر را ایجاد می کند و در این مسیر آناهیتا، نادر، غزل و دیگران هم ناخواسته وارد این بازی می شوند.

دیدگاه های شما

برای ثبت نظر وارد شوید